• Powered by Ajaxy
  • نویسنده :فیلمیوال
  • (بدون نظر)نظر
  • تاریخ خبر۱۳۹۶/۰۷/۱۰
  • آن . وی کوتز تدوینگر بریتانیایی ۹۱ساله با بیش از شصت سال سابقه‌ی فعالیت، با فیلم‌سازان بزرگی همکاری کرده است،از جمله در فیلم‌های«لورنس عربستان» (دیوید لین، ۱۹۶۲)، «بکت» (پیتر گلِن‌ویل، ۱۹۶۴)، «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» (سیدنی لومت، ۱۹۷۴)، «مرد فیل‌نما» (دیوید لینچ، ۱۹۸۰)، «چاپلین» (ریچارد آتن‌بورو، ۱۹۹۲)، «روی خط آتش» (وولف‌گنگ پیترسن، ۱۹۹۳)، «خارج از دید» (استیون سودربرگ، ۱۹۹۸)، «ارین براکوویچ» (سودربرگ، ۲۰۰۰)، «بی‌وفا» (اِیدریئن لین، ۲۰۰۲) و غیره.

    به گزارش فیلمیوال به نقل از هنر و تجربه کوتز در ماه ژوئن امسال در رویدادی در منهتن پای گفت‌وگویی مفصل نشست و درباره کلیپ‌هایی صحبت کرد که از برخی از مشهورترین فیلم‌هایش جدا کرده بود. در این‌جا جاستین مورو از میان حرف‌های او درباره تدوین و همکاری با فیلم‌سازان برجسته،پنج درس مهمی را انتخاب کرده است که می‌تواند برای علاقه‌مندان مفید باشد.

    ۱- شهامت کات نزدن را داشته باشید!

    کوتز اولین جایزه‌ی اسکارش را برای «لورنس عربستان» و همکاری با دیوید لین برنده شد که یکی از مشهورترین کات‌های تاریخ سینما را دارد: کات از یک کبریت روشن که با فوت خاموش می‌شود به صحنه‌ای از صحرا که در آن، خورشید سوزان در حال طلوع است. پرتوهای گرم خورشید قاب هفتاد میلی‌متری را پر کرده‌اند و تماشاگر از چنین پیشروی در زمان و فضا شوکه می‌شود (با این‌که اغلب به این صحنه با عنوان «مچ کات» اشاره می‌شود اما دیوید بوردول استدلال آورده است که باید با عنوان «مچ گرافیکی» از آن یاد شود). این صحنه هم‌چنین برای مدت زمانی درخور توجه است که نمای دونفره به طول می‌انجامد تا دوربین به تصویری نزدیک از پیتر اوتول برش می‌خورد که کبریت را فوت می‌کند. معمولاً چنین صحنه‌ای با تکنیک نما/ نمای معکوس کات زده می‌شود که در این‌جا، صرف زمان بیش‌تر روی نمای دونفره، «مچ گرافیکی» را که در پی می‌آید مؤثرتر می‌کند. کوتز در این باره توضیح داد که لین به تکنیک‌های موج نوی سینمای فرانسه علاقه‌مند بود که خود او، وی را با آن‌ها آشنا کرده بود. به هر حال، این کات در برنامه نبود و در فیلم‌نامه یک دیزالو برای این صحنه در نظر گرفته شده بود؛ و در واقع این کات مشهور، نتیجه‌ی محدودیت‌های فناوری فیلم‌برداری در آن دوره و زمانه است. ظاهراً همه‌ی دیزالوها و دیگر جلوه‌های فیلم باید با استفاده از یک پرینتر اپتیکال روی فیلم اعمال می‌شدند که تا آخر تدوین و اضافه شدن عنوان‌بندی پایانی و دیگر عناصر امکانش نبود. به هر حال این کات موقت به قدری مؤثر از کار درآمد که در نهایت لین، با اتکا بر علاقه‌اش به موج نوی فرانسه، آن را نگه داشت و البته از کوتز خواست که «دو فریم» از آن را کم کند.

    ۲- سکوت، قدرت است

    نمونه‌ی مشابه دیگری از کات نزدن در «لورنس عربستان» در صحنه‌ی چاه علی دیده می‌شود که اغلب از آن به عنوان یکی از بهترین معارفه‌های شخصیت در تاریخ سینما یاد می‌کنند. یک عنصر برجسته‌ی این صحنه، استفاده از صدای دایجتیک (صدای واقعی صحنه) است. کوتز می‌گوید که معمولاً برای چنین صحنه‌هایی می‌شود از انواع اشاره‌های موسیقایی تعلیق‌آمیز استفاده کرد، اما او و لین در حین تدوین به قدرت سکوت در خلق تعلیق در این صحنه پی بردند (در این‌جا باید به این نکته هم اشاره شود که موسیقی متن فیلم اثر موریس ژار است که برنده اسکار هم شد). در واقع فقدان موسیقی در این صحنه، واقعاً بهتر از هر موسیقی «تعلیق‌آمیزی» جواب داده است که معمولاً به منظور سرنخ دادن به تماشاگران برای وقوع اتفاقی استفاده می‌شود.

    ۳- در معرفی بصری شخصیت‌ها خلاقانه عمل کنید

    دیوید لینچ در زمان ساخت «مرد فیل‌نما» (دومین فیلم بلندش پس از اثر متفاوت و موفق «سرپاک‌کن») باید با مل بروکس تهیه‌کننده (که به خاطر شهرتش به عنوان یک هجونویس و طنزپرداز، نامش را در عنوان‌بندی نیاورد) درباره چگونگی نمایش و معرفی بصری شخصیت اصلی چانه‌زنی می‌کرد؛ شخصیتی با نام جان مریک که جان هارت بازی استادانه‌ای در قالب او ارائه کرده است و چهره‌پردازی سنگینش هفت ساعت زمان می‌برد تا پیاده شود. کوتز که بارها سر صحنه‌ی فیلم حاضر شده بود، می‌گوید که در جریان ملاقاتی در مرحله‌ی پیش‌تولید، بروکس به لینچ گفت: «گوش کن دیوید، می‌دانم که تو یک نابغه‌ای اما…» و سپس ایده‌هایش برای معرفی شخصیت را یک‌ به‌ یک برای او برشمرد. حساسیت بروکس درباره موضوع فیلم و درگیری خودش در پروژه (در آن زمان هنوز تصمیم نگرفته بود نامش را از عنوان‌بندی حذف کند) باعث شده بود که نگران مواجهه و برداشت تماشاگران از شخصیت اصلی شود و آن‌ها به جای دریافتی انسانی، به ارائه‌ای تمسخرآمیز برسند. این موضوع باعث شد که کوتز نماهای نمایش و معرفی بصری شخصیت را خیلی کوتاه و محدود، و با تمرکز بر چهره‌ی هاپکینز به نمایش بگذارد تا مریک، که ابتدا با شنل دیده می‌شود و بعد هم در نماهایی یک یا دو ثانیه‌ای. قدرت و تأثیرگذاری این صحنه نه از نمایش مرد فیلم‌نما که از احساسات جاری بر چهره‌ی چهره‌ی هاپکینز ناشی می‌شود.

    ۴- از گسترش محدوده‌های سبک‌تان نهراسید

    کوتز وقتی از همکاری با استیون سودربرگ در «خارج از دید» (اقتباسی از رمان المور لئونارد با بازی جرج کلونی و جنیفر لوپز) می‌گوید، از این تجربه به عنوان نمونه‌ای از گسترش محدوده‌های سبکش یاد می‌کند و می‌گوید که در فیلم صحنه‌هایی وجود دارد که ابتدا برای او بی‌ معنی به نظر می‌رسیدند اما در نهایت او حرف سودربرگ را درباره آن‌ها پذیرفت. یک نمونه‌اش صحنه‌ی ملاقات کلونی و لوپز پس از اولین برخوردشان است که به خاطر استفاده از دیالوگ‌هایی که روی هم قرار می‌گیرند و چینش تصاویرش یکی از نمونه‌های شاخص در سینمای آمریکا به شمار می‌رود و بارها به عنوان یکی از بهترین فصل‌های عاطفی نوشته و تدوین شده در سینما از آن یاد شده است. از این رو نباید انعطاف‌پذیری در سبک را فراموش کرد و همیشه به خاطر داشت که هدف نهایی در خدمت داستان بودن است.

    ۵- پذیرای بداهه‌پردازی باشید

    کوتز درباره کلاسیک کالت «باب چه‌طور؟» (فرانک آز، ۱۹۹۱/ با بازی‌های بیل موری و ریچارد دریفوس) به این موضوع اشاره می‌کند که از عملکرد بهتر فیلم در هفته‌ی دوم نمایش در سینماها واقعاً غافل‌گیر شد؛ و بعد فهمید که این موضوع به خاطر تبلیغات شفاهی و دهان به دهان تماشاگران بوده است. او می‌گوید سه پایان‌بندی متفاوت فیلم‌برداری شد که به‌ترتیب آز، موری و دریفوس مسبب هر یک بودند. سرانجام پایان‌بندی مورد نظر دریفوس انتخاب شد چون در نمایش‌های آزمایشی واکنش بهتری از تماشاگران گرفت. کوتز در ادامه به سختی کار با بازیگری مثل بیل موری اشاره می‌کند که به‌ ندرت از نمایی به نمای بعد،دقیقاً همان کار قبلی را تکرار می‌کند. او هر بار که پای بداهه‌پردازی در جریان فیلم‌برداری به میان می‌آید دچار استرس می‌شود و در این موارد، استفاده از چند دوربین برای پوشش لازم و حفظ تداوم داستان و روایت را مفید می‌داند. کار کوتز در صحنه‌ی کلاسیک میز شام درخور توجه است؛ به خاطر استفاده‌اش از سروصداهای اغراق‌آمیز و بداهه‌ی ناشی از لذت شخصیت موری از صرف غذا و تضادش با شخصیت دریفوس و آشفتگی او که به‌تدریج بیش‌تر می‌شود؛ در این فصل به‌راحتی می‌توان الهام گرفتن کوتز از تاریخ سینما را دید و این‌که چه‌طور این صحنه وام دار آثار برادران مارکس است.

    
    شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر دهید.

    filmival.com

    فیلمیوال، پایگاه تخصصی اطلاع رسانی جشنواره ها و رویدادهای بین المللی سینما با تاکید ویژه بر پوشش حضور بین المللی سینمای ایران است . بانک جشنواره های فیلمیوال، دارای اطلاعات کامل بیش از ۲۰۰ جشنواره مهم جهان در پنج گروه اصلی ؛ فیلم سینمایی، فیلم مستند، فیلم کوتاه، فیلم تجربی و انیمیشن می باشد.